۱۸
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:45
یه عکس از پروفایل من و پروفایل تو ادغام شده xa0با یه شماره ناشناس برام اومد یه روز فکر میکردم یعنی این تو هستی که این رو برام فرستادی یا یه نفر داره با من بازی میکنهبهت پیام دادم گفتی خودت هستی تا حدی خیالم راحت شد اما این پیام یعنی شروعی دوباره شروعی که انگار از ترس وابستگی مجدد و جدایی اجباری هنوز
10
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
شاید سالها بعد از کنار هم بگذریم و من آهسته زیر لب با خودم بگویم این غریبه چقد شبیه خاطرات من است دلتنگ روزهای باهم بودنمان
11
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
کاشکی بودی و باهام میحرفیدی باهم کل کل میکردیم و از این اعصاب خوردی نجاتم میدادی بشدت خط خطیه اعصابم دلم هوای یه مسافرت تنهایی کرده دلم واسه خودم و رویاهام تنگ شدهxa0 از الانم متنفرم
12
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
مدتهاست نمیتونم حرف بزنم شایدم هیچ وقت نتونستم حرف بزنم اره هیچ وقت نتونستم حرفمو بزنم هیچ وقت حتی وقتی که تو تمام حرفم بودیxa0
13
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
سلام سلام خوبی مرسی تو خوبی ممنون امروز کلا روزه ضد حالم بودم چرا چی شده اولش که تیمم اونقدا که فکر میکنم اماده نیس و فقط حدود یه ماه دیگه وقت دارم دومم اینکه چند روزه خواستم برم کلاس گیتار حالا که همه کاراشو جور کردم اقا میگه چون مدرسش مرد هستش نباید بری xa0راستش وقتی بهم گفت حس جهالت و عقب ماندگی ...
۱۴
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
سلامxa0 سلام خوبی نیستیxa0 اره این چند وقته بار کاری زیادی داشتم و البته دارم یه کم هم ناخوش احوال بودم خدابد نده چی شده سرماخوردگی از نوع کنه ایش دوبار رفتم دکتر تاداز شرش کم کم دارم خلاص میشم تو هم نبودی اره درگیر کار و مهدکودک و خونه و بی پولی و بی ماشینی نخریدی؟ نه بابا پولم کجا بود جور میشه ان ...
۱۵
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
سلام سلام خوبی ؟ کم پیدایی اگه ما احوالی نپرسیم تو هم یادی نمیکنی شکر خوبم ای بابا برا خودت xa0بیکاری جدی یعنی اومد و شد ما رو گذاشتی بحساب بیکاریمون یعنی به نظرت کار و بار ما بیکاریه نه بابا منظورم این نبود چقد زود جبهه میگیری جبهه نگرفتم اما تعجب کردم که چطور فکر میکنی ممکنه من بیکارتر از تو باشمx...
16
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
دلتنگ خاطرات با تو بودن
17
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 7:25
می خواستم دستانم را بروی چشمانت بگذارم .... اما... طاقت اسم هایی که می خواستی بیاوری را نداشتم
۹
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 19:24
دلتنگم دلتنگ برای خود تو برای بودنتxa0 میخواهم باشی فقط باشxa0 روزها و دقیقه ها و ثانیه ها برای تو مینویسم xa0کاشکی برای تو نی نوشتم و کاشکی تو میخواندی کجایی کجای این روزگار کجاییxa0 کجای دفتر زندگی ام هستیxa0 باور ندارم که فقط در گذشته ها هستی تو تمام حال و روز و آینده منی می خواهم فقط در قلبم با ...
۸
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 17:20
سلام سلام خوبی خوشی چه خبرا شکر خوبم تو خوبی xa0خبری نیس xa0تو چه خبرا اوضاع در صلح و صفاس مرسی خوبم ایقد سرم شلوغه که وقت سر خاروندنم ندارم امروز هوا خوب بود برا ناهار زدیم بیرون صبح هم رفته بودم کار این چند وقته تعطیلاتم باید برم دیروز ابجیم میگفت یه آخونده گفته شما زنهای شاغل چون برا شوهر و فرزند...
3
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:54
سلام آنی سلام انگار اره چه عجب نبودی چند وقت ولایت بودیم چقد تلپین اونجا دیگه اونجا رو داریم فقط چه خبرا سلامتی بازم عطسه و ابریرش امانمو بریده ای بابا برو یه دکتر خوب ببین به چیا حساسیت داری نخورشون حال ندارم ایقد پرهیز غذایی کنمxa0 خود دانی پس لابد با دماغ و چشای پف کرده راحتی ولش کن باش فضول خوبه...
4
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:54
سلام دلم برات تنگ شده xa0خیلی خیلی برا وقتایی که واسه خودمون دلمونو خالی میکردیم از همه دغدغه ها برا وقتایی که میحرفیدزم از دانشگاه و گذشته برا وقتایی که به سادگی خودمون میخندیدیمxa0 برا وقتایی که واست مینوشتم کجایی رفیقم دقیقا کجایی دلم تنگه بفهم
۷
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:53
سلام سلام خوبی شکر تو خوبی ممنون نمیدونم چرا امسال توی کار ایقد مشغله دارمxa0انگار تمومی نداره کار از چه لحاظxa0 نمیدونم همش یه بخشنامه جدید میاد که باید اجرا بشه اصلا نمیزارن کار خودمونو انجام بدیم انگار یه عده نشستن هر روز یه زری میزنن خب دیگه کار ماها بالا دست ها زر زدنه دیگه واقعا دیگه چه خبرا ه...
۶
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:53
سلام سلام خوبی شکر تو خوبی ممنون نمیدونم چرا امسال توی کار ایقد مشغله دارمxa0انگار تمومی نداره کار از چه لحاظxa0 نمیدونم همش یه بخشنامه جدید میاد که باید اجرا بشه اصلا نمیزارن کار خودمونو انجام بدیم انگار یه عده نشستن هر روز یه زری میزنن خب دیگه کار ماها بالا دست ها زر زدنه دیگه واقعا دیگه چه خبرا ه...
دیگه هیچی نگفت
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:48
رابطه ما انگار که در حقیقت هم تموم شده دیگهxa0 دوتامون مغرور تر از اونیم که با پیامی دوباره دل به دست بیاریم من دوست ندارم تحمیلی زندگی اش باشمxa0 اونم خب لابد میگه من خواهان کات شدن بودم پس نباید شروع کنم همیشه شروع خیلی سخت تر از پایانه الان ده روزه که جز چک کردن پروفایلش کاری ندارم همش منتظرم تا ...
قبولی پسر خاص
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:11
سال بعد از یکی از دخترا شنیدم پسر خاص ارشد قبول شده تهرانxa0 من سال دوم ارشد بودم به بهانه پایان نامه رفتم دانشگاه پسر خاص دیدمشxa0 اما جز یه احوالپرسی سرد چیزی بین ما نبود دو سه ساعتی موندم اونجا اما اون اصلا جلو نیومد من برگشتمxa0 و بعد از چندماه ازدواج کردم
شروع دوباره
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:10
چت های خصوصی من و پسر خاص ادامه دار شد هر وقت تنها بودیم باهم چت میکردیم بیشتر درباره محیط شغلی و کار حرف میزدیمxa0 گاهی درباره همسرامون و چگونگی دوری مون از همxa0 گاهی دلتنگ میشدم برای اون روزهاxa0 گاهی پشیمون میشدم از این شروع مجدد گاهی پسر خاص رو به عنوان بهترین همدم میدونستم کسی که باهاش حرف میز...
سوپرایز
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:10
این ارتباط ما ادامه دار شد و هفته ای دو سه بار با هم چت میکردیم بیشتر از امکلاسی های گذشته میگفتیم از خاطرات کلاس ها و اساتید و از کارمون و دردسرهاش تا اینکه من باردار شدم اما نمیخاستم بهش چیزی بگم میترسیدمxa0 روال قبلی صحبت هامون ادامه دارشد اما بخاطر شرایطم بیشتر استرس و اضطراب تحمل میکردم گاهی اش...
هوس
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:10
یک روز به من گفت که تو رو برا هوا و هوس میخام میدونستم دروغ میگه چدن توی صحبت های ما هیچ وقت بحث غیر مجازی رد و بدل نمیشد که دو جنس مخالف هوس باز بخوان بهش دل ببندنxa0 اما ناراحت شدم از حرفاش و به خودم گفتم تا چند روز بهش پیامک نمیدم تا خودش بیاد سراغم روز اول و دوم گذشت و روز سوم اومد اصلا به روش ن...